شمس الدين حافظ
93
ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )
9 - « سينهء نالان » ساقيا ! برخيز و دَردِه جام را * خاك بر سر كن غمِ ايّام را ساغرِ مِى بر كفم نِه ، تا زبَر * بركشم اين دلقِ ازرقفام را گرچه بدناميست نزدِ عاقلان * ما نمىخواهيم ننگ و نام را باده دَرده ، چند ازين بادِ غرور ؟ * خاك بر سر ، نفسِ نافرجام را دودِ آهِ سينهء نالانِ من * سوخت اين افسردگانِ خام را محرم رازِ دلِ شيداىِ خود * كس نمىبينم ز خاص و عام را با دلارامى مرا خاطر خوش است * كز دلم يكباره بُرد آرام را ننگرد ديگر به سرو اندر چمن * هركه ديد آن سروِ سيماندام را صبر كن حافظ به سختى روز و شب * عاقبت روزى بيابى كام را * توضيحات : درده ( عطا كن ) ارزقفام ( كبود رنگ - نام فرقهاى از صوفيه ) افسردگان خام ( مردهدلان ) ديگر ( هرگز ) تا ( حرف تعليل ) ز بر ( از تن ) دلق ( خرقه ، لباس پاره ) نافرجام ( بدعاقبت ) ننگرد ( نظر نكند ) سيماندام ( بدن نقرهاى يعنى زيبا ) معنى بيت ( 1 ) ( اى ساقى بلند شو و جام مى به دستم بده و خاك بر سر ايام كن تا با نوشيدن باده ، غم را زير خاك كنم ) معنى بيت ( 2 ) ( اى ساقى ، پياله مى را به دستم بده تا اين لباس كبودرنگ صوفيانه را ( مربوط به شيخ حسن ازرق ) چاك زنم و مانند آنها مست شوم ) معنى بيت ( 7 ) ( دلم با دلارامى خوش است كه يكباره قرار و راحت را از من سلب كند ( مراد از دلارام اينجا ممكن است اشاره به پيرو مرشد خود شيخ محمود باشد ) . * ترجمه : * نتيجهء تفأل : 1 - چرا تا اين اندازه به خود رنج مىدهى ، اعصاب خود را ناراحت مىسازى ؟ ! شما كه انسانى پاك و داراى قلبى مهربان و باصفا هستيد چرا زودرنج هستيد و وسواس داريد ، عزيزم ، دنيا را هرطور گرفتى ، همان گونه مىشود . 2 - درست است كه دل در گرو مهر كسى دارى و دم برنمىآورى و با ياد او خوش هستى اما بدانكه راز دل خود را با هركسى نگويى زيرا با صبر اين مشكل حل مىشود و به مرادت مىرسى اما كمى با حوصله باش و گاهى پنهانى از او سراغى بگير . 3 - حال و هواى شما مانند كسى است كه مىگويد : اگرچه نخواستن شهرت نزد خردمندان بدنامى است ؛ ولى ما خواستار نام و مقام نيستيم بلكه به مستى و رسوايى عشق دل خوش داريم ، اين مطلب را حافظ در بيت سوم به شما گوشزد مىكند . 4 - با صبر و حوصله حتما به مرادت مىرسى ، مسافرت را توصيه نمىكنم ولى خريد را سفارش مىكنم و از فروش منصرف شويد ، بيمار وضع خوبى ندارد ، مسافر خبرى مىدهد ، موفقيت در كار همراه شماست . 5 - مىدانى ! انسان موفق ؛ مىداند كه چگونه مىتوان جدى بود ، بىآنكه خشك و رسمى باشد ولى بازنده ، غالبا خشك و رسمى است ، زيرا فاقد توانايى جدى بودن مىباشد . 6 - از ملاحت و بانمكى و خوشقلبى خود براى جلب نظر ديگران بهره بگير ولى دل مردم را نشكن و صدقه بده و نذرى كه كردى ، ادا كن . 7 - سه نفر به شما حسادت مىورزند و 2 نفر عاشقانه شما را دوست دارند . سعى كن ، مغرور نباشى زيرا غرور عامل شكست مىباشد . 8 - حضرت على ( ع ) مىفرمايد : به زندگى اميدوار باش زيرا آتش اندوه و غم ، بدن آدمى را مىگدازد و مانند فلز مذابى آب مىكند . 9 - آنچه كه هماكنون در ذهن شما وارد مىشود ، همان است كه حافظ در بيت 4 مىگويد و پاسخ آن را در بيت آخر به شما داده است .